تبليغاتX
سلام به همه
یادداشت های روزانه
این اون چیزی بود که می خواستم به ات بگم اما نمی اومد روی زبونم و تو می گفتی چرا این قدر نمی فهمم حرفت  رو و تا آخرش فکر می کردی که شاید من یادم بره که برای ویرون کردن تمام رویاهای این هفت هشت سال خودم و تو مصمم تر از اونم که با سحر کلام تو و با صدای گیج کننده و نوازشگرت فراموش کنم...

هنوزم می گم: صدای تو زیباترین اتفاق جهان است

یک بار تو من رو محروم کردی از این اتفاق زیبا و حالا خودم خودم رو به برزخ تنهایی های تبعید می کنم

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:49  توسط me  | 

 

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar